حديث مشوش

رسانه ملی
نویسنده : احسان - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٥
 

ضمن عرض سلام خدمت دوستان و خوانندگان گرامی

همه آن کسانی که در طول این غیبت طولانی باز هم به مشوشستان من سر زدند.

بنا به عادت غیر قابل ترک خود و بنا به جبر روزگاران زبان تلخ من سرود گزیدن از سر گرفته است.

بحث بر سر رسانه ملی است.آری رسانه خودخوانده ملی که بعضا خودش هم به ملی بودن خود را باور ندارد. همین رسانه به ظاهر ملی که بیشتر شبیه سگ هاری می ماند که هدفش صرفا گاز گرفتن است، این که چه چیز را و چه کس را در درجه دوم که نه در درجه دهم اهمیت قرار دارد.

رسانه ایی که در تلاشی ٣٠ ساله کلیه مظاهر ملی گرایی مارا از چشم مردمان سرزمینمان انداخت. یک لحظه چشمتان را ببندید!! به این اسامی فکر کنید:

١-رستم

٢- سهراب

٣-اسفندیار

۴-سودابه

۴-منوچهر

و بسیاری دیگر از این اسامی آیا شخصیت های خبیص و یا دزد یا جنایت کار و کلاهبردار جلوی نظرتان نمی آید؟

یعنی ما جنایت کاری به اسم حسن و حسین

قاتلی به اسم علی

دزدی به اسم سجاد هرگز نداشته ایم؟

به قول دکتر شریعتی که می گفت پدر و مادر ما متهمیم، من می گویم دختر و پسر ایرانی ما متهمیم

ما متهمیم به دین سریالی که در آن به اساطیر و عقاید ملی مان توهین می شود

ما متهمیم به خوردن شربتی که ندانسته مستمان کرد

ما متهمیم به دیدن سریال یوسف پیامبر با آنهمه دروغی که در آن بود و نفهمیدیم لذت بردیم از اینکه کسی شعور تاریخیمان را به بازی گرفت برای نمونه چند مورد بگویم:

١- اهرام ثلاثه در زمان حضرت یوسف ساخته نشده بود.

٢- پیامبر خدا یعقوب از ابله ترین مردم روزگار هم پایین تر بود.(علم لدنی هم که در آن زمان هنور ساخته نشده بود)

٣- تا ١ قرن پیش هم به سوریه این براردر دینی ما می گفتند شامات( شام) نه سوریه

۴- از همه بدتر اینکه کنعان در غرب بین النهرین بود نه در سوریه

ما متهمیم به دیدن سریال مضحک افسانه جومنگ، در کشور فردوسی با آن همه افسانه ناب این عرب زادگان،‌هم اینانی که شرافتشان در این است که بگویند سید هستند( فرزند یک عرب)‌ که اصلا معلوم نیست واقعا از نسل امام باشد. که تازه اگر هم باشد هیچ ارزشی محسوب  نمی شود. برای ما نسخه پیچیدند.

ما متهمیم به ساده باوری به عدم بینش درست، ما متهمیم به فکر کردن سطحی.

دختران و پسران سرزمین ایران این آش عزایی که به اسم سرگرمی برای ما در این رسانه عربی پخته اند دارد ذائقه ما را عوض می کند.داریم از ایرانی بودن دور می شویم. ٢٠ میلیارد تومان خرج فیلم یوسف پیامبر کردند تا شما راحت تر قبول کنید همسر دوم شوهرتان را بپذیرید. تا شما ولی فقیه را باور کنید. اما حتی ١میلیون تومان صرف ساخت انیمیشن از افسانه های شاهنامه نشده عجیب نیست؟

حالا هم دارند مختار نامه می سازند با رقمی حدود ٢۵میلیارد تومان . باز هم از رشادت یک عرب بگویند.

پس کی نوبت تهمتن ما می شود؟

پس کی نوبت آرش ما می شود؟

پس کی نوبت گرشاسب می شود؟

پس کی نوبت شنیدن سرود ای ایران ای مرز پر . . .

من می گویم.وقتی این عرب زادگان به بحران مشروعیت می خورند نوبت این انگاره های ملی می رسد.

زمان انتخابات بهترین تجلی این رفتار است ببینید. هر صبح و شب از این ها را می گویند!!!