حديث مشوش

مسلخ دل
نویسنده : احسان - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤
 

خدایا

مرا مصون بدار از بیماری واگیردار و همه گیر  مصلحت پرستی

که از فرط همه گیریش هر کس بدان مبتلا نیست مریض می نماید.

باز هم موعد محرم شد.

موعد دست های از ترس لرزان

موعد حج های نیمه تمام

موعد شیطان های سنگ خورد ولی نمرده

موعد وارسان نا تنی خون های ریخته شده

آری

این حسین است که پشت به کعبه گلی مقدس کرده

با شمایم ای بینندگان بیدار

این حسین است که عصیان کرده. این هم اوست که خانه و خانواده اش را بی سپر به مباهله می کشاند. مباهله ای از جنس خون. اینجا یعنی کربلا، سرزمین  آدم های نا مقدس محل حادث شدن این واقعه است.

حسین 54 ساله با کوله باری از غم ایام به دوش برای اصلاح امت جدش، همان هایی که به جای تشییع پیکر محمد، در صقیفه بنی ساعده بر طبل نا میمون خلافت می کوبیدند. همان هایی که چون در گل ماندند خدا خواندند و چون رها شدند شیطان را، قیام می کند.

حسین برای اصلاح این قوم عاصی، عصیان می کند.

او همه راه ها را آزموده و جنگ، این مباهله خونین آخرین راهکار اوست.

از همه این ها که بگذریم. اینکه حسین چرا جنگید، چرا شهید شد، چرا با خانواده و نوامیسش آمد و همه این چرا های گنگ تاریخی می رسیم به بحث عذاداری حسینی

این کارناوال هایی که از شدت دبن زدگی و دنیا خواهی هر روز وصله ای به این پیرهن نیمدار می زنند و هر روز پیرایه ایی جدید می آویزند.

محرم و نوحه های برای دست های کار نکرده، برای دلهای نسوخته، برای راه های نرفته و از همه بدتر نوحه و مداحی نه برای حسین که برای جیب هایی که از شدت بلعیدن این روز ها به استفراغ افتادند.

آنانیکه معیارشان از گفتن حقیقت اشک مردم است. حقیقت نمی گویند، آنی را می گویند که بیشتر بگریاند.

اینان مقتل نمی خوانند. اینان مفتضح سروده های ایام ما را به اسم نوحه بلغور می کنند.

اینان و هر کس از جنس اینان خماری مردم را می خواهند به افیونی به اسم ساده باوری. تا امروز از یک مداح منبع اشعارش را شنیده اید؟

تا امروز یک منبع شنیده اید که این قوم عربده کش معرفی کنند تا شما بخوانید و صحت گفتارشان و آن همه چرندیات گریه آور را باور کنید؟

تا امروز دیده اید این حضرت مداح دست مبارک را جز بر میکروفون  فلان تکیه و مهدیه گرفته باشد؟

اینان نان حماقت و ساده باوری عوام و ناس را می خورند.نسل  من و تو نه گوش شنیدن این اراجیف را دارد و نه پولی که به کیسه این نان به نرخ روز خور ها بریزد.

ما وارثان قلعه های فتح تاریخیم

از شخصیت ما این چنین روز باوری دور است. نسل ما اندیشیدن را مسلک خود می داند. پس بیاییم حداقل همین 10 شب محرم را در باره حسین نه به عنوان یک موجود مظلوم و بی پناه که به عنوان عصیان گر ابدی تاریخ، اصلاح کننده دیدگاه مردمان از ظاهرسازی های حاکمان به ظاهر مسلمان  بیندیشیم و بخوانیم.

10 شب گوشمان را از شنیدن تکراری های نو و چشممان را از دیدن ظاهر سازی های متعفن مقدس ببندیم.

به اندیشه فرصت پرواز دهیم.