توصیه به همه روشنفکران سرزمین مادریم.
چه بخندید و چه بگریید پیشنهاد و توصیه من به تو این ضمیر نیمه بیدار این سرزمین،ای روشنفکر گرامی این است حداقل یک بار، فقط یک بار هم که شده سری به دوران کودکیت بزن و داستان خروس زری، پیرهن پری را بخوان. این داستان شرح اتفاقات آن به قلم زیبای احمد شاملو شرح بلایی است که آسیب شناسی جریان روشنفکری عصر ماست.
1- کسانی که اول گول نظام خودکامه( روباه قصه) را می خورند که به آنها می گوید شما زیباییتان( قدرت نفوذتان در توده مردم) کم شده. روشنفکر( خروس زری پیرهن پری قصه) که اندر زمانه رسیده نو است کلک میخورد. بی موقعه پنجره را میگشاید که نشان دهد زیبایی اش( قدرت نفوذش) کم نشده است و اسیر زندان روباه قصه میشود.
2- بار دوم روباه قصه بر همین داستان کلک مدرن تری هم میافزاید. آن این است که چو میاندازد که مردم بی حضور و مدد او و چون اویان مشغول زندگی خود هستند. علت را هم فقط آقا روباهه میداند. طفلک برای جویا شدن علت بی توجهی مردم باز بی موقعه پنجره را میگشایدکه باز همان میشود که بار اول شده بود.
3- بار سوم که به باور خودش حالا سرد و گرم چشیده شده، گرگ باران دیده شده.به هیچ کدام از قصه ها فریفته نمیشود. این بار هم بی موقعه پنجره را میگشاید. که به روباه حالی کند فریب نمیخورد. اما . . .
روشنفکر گرامی دوستی که شاید بسیار با تو مخالف باشم.هم کلامی له یا علیه با دشمن و نظام های توتالیتر در همه احوالی غلط است، تو راهت را برو.
به قول دکتر شریعتی در راهی که میروی هر کسی به روشی تو را باز میدارد. یکی سنگت میزند تا بازمانی و دیگری سوال پیچت میکند تا وامانی و مشغول پاسخ. در هر دو طریق تو باز ماندهای. حتی اگر قانعش کرده باشی.
اینجا جهان سوم است، اینجا جنگ اول با همه هزینه هایش بهتر از صلح آخر است بی هزینه هایش( اگر بدست بیاید)
نظرات ()