این روز ها به هر کجا که بنگرید و تقریبا هر کانال این رسانه به اصطلاح ملی را که از روی ناچاری و بی حوصله گی زیرو رو کنید خبر از حج است و حاجیان!
(منظورم به همه نیست خطاب به همه آنانی می نویسم که اینگونه اند)
این قوم (ظاهرا) دل از همه دنیا شسته و پای به وادی محشر نهادی حج.
آنانی که سال ها رساله از حفظ کرده اند که لباس حاجی نباید دوخت داشته باشد. حالا شب احرام بستنشان است ودو دسته شده اند و دنبال وسیله ای( بشکاف) که به زور هم شده یا نخ دنیا از دلشان بشکافند یا نخ پشمی از لباس غسبیشان
اصلا کاری با پیامد های اقتصادی این کنگره عظیم برای کشور جهان سومیمان ندارم
اما کاش این قوم به حج رفته حد اقل در خانه خدا دنبال خرافات نرود
کاش در این موسم عزیز بیاموزد که خاک تبرک نیست
آب تبرک نیست
سر به سنگ ساییدن دلیل بندگی نیست
کاش در رمی جمره( شیطان) بفهمد آن شیطانی که او سنگش می زند همان نفس اوست
کاش بداند اگردر مشعر می ماند میتواند بخوابد و می تواند عبادت کند این وقوف چند روزه برای تشنه تر کردن او به جوهر توحید است نه محلی و زمانی برای آسودن
کاش می دانست این قربانی که به قربان گاه می آورد همه لذت های او در این دنیاست
کاش می دانست آب زمزم فقط برای هاجر آب زمزم است چون تنها اوست که سعی صفا و مروه بی مزد و منت کرده. اوست که بی چشم داشت صواب خدا این فاصله را به جان دویده
به قول دکتر شریعتی:
یافتن آب به عشق است
نه به سعی
اما پس از سعی
کدامشان ابراهیم دل خود شد؟بت های پوسیده وجودش را با تبر علم و آگاهی به دو نیم کرده؟
کدامشان کعبه دل از بتکده بودن پاک کرده؟
کدامشان چنان حج کرده که انگار دوباره متولد شده؟
کعبه نشانیست که ره گم نشود
حاجی احرام دگر کن ببین یار کجاست
نظرات ()سلام از خودم تعجب می کنم. بد جور در گیر روزگار شدم.روزمرگی هم برای خودش شده قانونی غیر قابل شکستن.
روزگاری باور داشتم وبلاگ نویسی کمکم می کنه از سختی و خشونت روزگار با دوستانم درد دل کنم.
اما خوب به قول پروین اعتصامی:
توسنی کردم ندانستم از کز کشیدم تنگ تر گردد کمند
اما خوبی آدم اینه که همیشه بین بودن و نبودن یه راه سومی هم می تونه پیدا کنه.الان دنبال اون راه سوم هستم.راهی که وبلاگ بنویسم و انقدر دیر به دیر نشه.
در نا امیدی ها شمعی روشن کنیم باشد که روشن گر فردای تاریکمان باشد
نظرات ()